خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خوش آمدی "ریحانه" خانه ما

    *** تقويم زندگي مان ورق خورد..
     
    كنار ٢١ اسفند را در تقويم علامت زديم... براي روزي كه دختركم به دنيا آمد.. "ريحانه" آمد و بهار را هم با خود آورد..
     
     
    *** ديروز نگاهم به خودم افتاد در آينه. ديگر خبري از آن دختر جوان و سرزنده هجده ساله و اندي! نبود. به جايش زني نشسته بود در آستانه ميانسالي...
     
    بايد قبول كنم كه دوران شاداب جواني را پشت سر گذاشته ام... و سه فرشته اي كه حالا دور و برم مي پلكند و يكي شان امسال كلاس اولي مي شود اين مطلب را به خوبي اثبات ميكنند...
    حالا، حتي اگر هم بخواهم، با وجود دخترها كه مرتب مي پرسند:"مامان! چند ساله شدي؟!" " مامان! چند تا شمع بايد روي كيك تولدت بذاري؟!"، نمي توانم سنم را فراموش كنم!
    حالا ايستاده ام در آستانه سالهايي ، با آرامش و انديشه و صبوري بيشتر...
     
    خدايا! به خاطر سالياني از عمرم كه به من بخشيدي و پشت سر گذاشتم تو را سپاس...!
    خدايا! ياريم كن سالهاي پيش رويم.. كم يا زياد ، در مسير رضايت تو خرج شود..
     
     
     
    پ ن ١: امروز ٢١ اردیبهشت، فرشته كوچولويمان دو ماهه شد. عوارض واكسن امروز باعث نشد يادم برود كه دو ماه از يكي از بهترين روزهاي زندگي ام گذشته است. هنوز از بحران اوليه بعد از تولد ، از چرخه نفس گير شير و آروغ و پي پي، كوليك و ريفلاكس و بيخوابي و كم خوابي كاملا خارج نشده ام. از حضور كمرنگم در اينجا كاملا مشخص است البته..
    ولي به لطف خداي مهربان.. خوب و روبه راهيم...فاطمه و طهورا عضو جديد را به خوبي پذيرفته اند و با او مهربانند...
    الهي شكر...
    اصلا مگر مي شود آدم يكي از اين فرشته ها داشته باشد و باز ناراضي باشد ؟!!!
     
    پ ن ٢: معلوم است ديگر كه اينها را كي نوشته ام. بيست روز پيش<br>
<strong>این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.</strong>
<br>
<div class= منبع
    برچسب ها : فرشته ,
    خوش آمدی "ریحانه" خانه ما

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده